-- particles
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
مشتی از خروارها نقایص و ناتوانی مسئولین

به گزارش نویسا؛ حسین سلاح ورزی نایب رییس اتاق بازرگانی ایران در توییتی نوشت: رئیس جمهور در یک جمع بین المللی سخنرانی می‌کند و یک واژه را در معنای نادرستی به کار می برد. فکر می کنم این بی مبالاتی برازنده تصویر و آبروی کشورم نیست .
از خلال گفتگو درباره محتوای آن توئیت متوجه می شوم بسیاری از دوستان و همکاران، با ساده ترین عرف ها و استانداردهای استفاده از منابع مرجع و استناد به آن آشنایی کافی ندارند.
این نمونه ، مشتی از خروارها نقایص و ناتوانی های ما، در انجام فعالیتهایی است که تقریبا برای هر شهروندی در دنیای توسعه یافته امروز، فعالیت های روتین و روزمره شخصی و حرفه ای محسوب می شوند.
چند نفر را می شناسید که بدون خواندن راهنمای مصرف دارو از آن استفاده کنند یا بدتر از آن دستورات صریح پزشک را در مورد استفاده از داروهای حساسی مثل آنتی بیوتیک ها نادیده بگیرند؟

چند بار به نرم افزارهای ایرانی برخورد کرده اید که معماری و پیاده سازی آن، به درستی مستندسازی نشده و لذا ایجاد هر تغییری در آن، به اندازه بازنویسی نرم افزار زمان و هزینه می برد؟

چندبار از زبان سیاستگذاران کشور و یا مدیران ارشد و راهبردی بنگاه های بزرگ و مهم استدلال هایی شنیده اید که مثال استاندارد مغالطه بوده اند؟

چند نفر را در اطراف خود با عناوین تحصیلی بالاتر از کارشناسی می شناسید که قادر نیستند بدون لکنت و با اطمینان معنای یک مفهوم آماری ساده مثل «انحراف معیار» را برایتان توضیح دهند یا نتوانند از فهرست راهنمای کتابخانه به درستی استفاده کنند؟

 این مثالها را تا ابد می توان ادامه داد و پاسخ همه این سوالات متاسفانه این است: بسیار

سال ها پیش وقتی اهل مشرق زمین برای اولین بار متوجه وجود یک شکاف تمدنی بزرگ میان خود و کشورهای غربی شدند و به دنبال آسیب شناسی و درمان این عقب ماندگی رفتند؛ یکی از ایده های بسیار پرطرفدار در این زمینه، که هنوز هم پیروان بسیاری دارد؛ فهم تکنوکراتیک از توسعه بود.

همانطور که اقبال لاهوری گفت:

قوت مغرب هم از علم و فن است/ از همین آتش چراغش روشن است

بسیاری از ما مردمان کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه، توسعه را معادل هماوردی با آخرین دستاوردهای علمی و فناوری کشورهای پیشرفته فهمیدیم و اهمیت مهارتهای اولیه و عمومی مورد نیاز شهروندان برای زندگی در جهان توسعه یافته را دست کم گرفتیم.

غافل از اینکه علم، در معنای مدرن آن، چنانکه در مناظره مشهور پوپر-ویتگنشتاین هم به تفصیل در مورد آن استدلال می شود، یک پلتفرم اجتماعی برای تسهیل و افزایش اطمینان در به اشتراک گذاشتن تجربه های عینی تکرار پذیر است و فناوری نیز در عصر حاصر، متاثر از علم مدرن، عمیقا واجد همین ویژگی است. لذا دستاوردهای انفرادی در این حوزه ها (به فرض ممکن بودن) اگر بخش بزرگی از جامعه قادر به استفاده از این پلتفرم نباشند چندان ارزشی ندارد.

در واقع اگر بخواهیم حرف اقبال لاهوری را اصلاح و تدقیق کنیم باید بگوییم: «قوت مغرب» ناشی از کنش اجتماعی همگرا و ظرفیتهای گفتگوی مولد، با استفاده از یک پلتفرم ارتباط و اشتراک اجتماعی، به نام روش و منطق علمی است.

توسعه یافتگی در هوا کردن پهپاد و اختراع داروی نوترکیب و شکافتن هسته اتم نیست. در ساختن جامعه ای است که اکثریت مطلق شهروندان آن قادرند به زبان مادری خود صحیح و بدون خطا بنویسند و با دایره وسیعی از واژگان و نظمی ساختاری در ذهن، از یک موضوع در حوزه تخصص شان گزارشی منقح و قابل اتکا ارائه کنند.کشور توسعه یافته جایی است که دانش آموزان در تحصیلات ابتدایی و متوسطه روش اصولی استدلال و متدولوژی علمی را می آموزند.

در چنین جامعه ای مردم می توانند در مورد انتخابهای عمومی و فرصتهای همکاری و هم افزایی، با رویکردی عینی و معطوف به نتیجه گفتگویی مولد داشته باشند و به تصمیمی پایدار و اجرایی برسند.

برای داشتن جامعه توسعه یافته به جای سرمایه گذاری در نانوتکنولوژی یک نظام آموزش ابتدایی بسازیم که در سایه آن، نانوایان سراسر کشور آنقدر آموزش پذیر باشند که بتوانند یک نان سنگک با کیفیت مطلوب را، بر اساس یک رویه سراسری آزموده شده و به دقت مستند شده، طبخ کرده و تحویل مشتری بدهند. در چنین جامعه ای نانوتکنولوژی هم به فرموده حضرت مولانا «خود در پی است»

false
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true